bro
bro
brəʊ
brew
nohpoeJoerow

تعریف و معنی "bro"در زبان انگلیسی

01

رفیق

a close male friend or buddy 
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bros
مثال‌ها
My bro and I are going to the concert tonight. 

من و رفیقم امشب به کنسرت می‌رویم.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه