جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bro
01
رفیق
a close male friend or buddy
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
bros
مثالها
My bro and I are going to the concert tonight.
من و رفیقم امشب به کنسرت میرویم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
رفیق
من و رفیقم امشب به کنسرت میرویم.