جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wussy
01
فرد بزدل
a person who is perceived as weak, cowardly, or overly sensitive
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
wussies
مثالها
Stop being such a wussy and just ask her out!
دیگه اینقدر ترسو نباش و فقط ازش بخواه باهات بیرون بیاد!
LanGeek



























