جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wussy
01
فرد بزدل
a person who is perceived as weak, cowardly, or overly sensitive
informal
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wussies
مثالها
He acted like a wussy when it came time to speak in front of the class.
وقتی نوبت به صحبت در جلوی کلاس رسید مثل یک ترسو رفتار کرد.



























