جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to party on
01
به جشن ادامه دادن, به خوشگذرانی ادامه دادن
to continue to have fun, often associated with a carefree or celebratory attitude
Everyday expression
Informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
party
زمان حال
party on
سومشخص مفرد
parties on
وجه وصفی حال
partying on
گذشته ساده
partied on
اسم مفعول
partied on
مثالها
After the concert, we all went out to party on at a nearby club.
بعد از کنسرت، همه ما به یک کلاب نزدیک رفتیم تا به جشن ادامه دهیم.



























