جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Game-changer
01
تغییر دهنده بازی, عنصر انقلابی
something or someone that completely changes the way things are done or the outcome of a situation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
game-changers
مثالها
The invention of the internet was a game-changer for global communication and information sharing.
اختراع اینترنت یک تغییردهنده بازی برای ارتباطات جهانی و اشتراکگذاری اطلاعات بود.



























