جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Short term
01
کوتاه مدت, مدت کوتاه
a period of time that is close to the present or near future
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He is focused on the short term while working on the current task.
او روی کوتاه مدت متمرکز است در حالی که روی کار فعلی کار میکند.



























