جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
done in
01
خسته, فرسوده
extremely tired or exhausted
مثالها
He collapsed on the sofa, saying, “ I ’m done in after that long day. ”
او روی مبل افتاد و گفت: «من بعد از آن روز طولانی خستهام.»
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
خسته, فرسوده