جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brandy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
brandies
مثالها
She enjoyed sipping brandy by the fireplace on cold winter evenings.
او از جرعه جرعه نوشیدن برندی کنار شومینه در شبهای سرد زمستانی لذت میبرد.



























