جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Plant shot
01
شات گیاه, تیر کاشت
a shot in cue sports where one ball is driven into another to pocket a third ball
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
plant shots
مثالها
He surprised everyone with an unexpected plant shot.
او همه را با یک شات گیاهی غیرمنتظره شگفتزده کرد.



























