جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Plant shot
01
شات گیاه, تیر کاشت
a shot in cue sports where one ball is driven into another to pocket a third ball
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
plant shots
مثالها
He executed a perfect plant shot to sink the 8-ball.
او یک plant shot عالی انجام داد تا توپ 8 را وارد حفره کند.



























