جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
janky
01
بی کیفیت, غیرقابل اعتماد
of poor quality and unreliable, often characterized by makeshift construction or malfunctioning parts
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
jankiest
شکل تفضیلی
jankier
درجهپذیر
مثالها
The old computer is so janky that it crashes every time I try to open a new program.
کامپیوتر قدیمی آنقدر خراب است که هر بار که سعی میکنم یک برنامه جدید باز کنم، خراب میشود.



























