جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Freestyle skiing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
freestyle skiing disciplines
مثالها
He's training for freestyle skiing competitions.
او برای مسابقات اسکی نمایشی تمرین میکند.



























