جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Comeback kid
01
بچه بازگشت, ققنوس دوباره زنده شده
someone who makes a successful return or recovery after facing setbacks or difficulties
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
comeback kids
مثالها
He 's the comeback kid of the office, always bouncing back from mistakes.
او comeback kid دفتر است، همیشه پس از اشتباهات برمیگردد.



























