جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gap year
01
سال فاصله, سال استراحت
a break from formal education or employment, usually lasting a year, to pursue personal interests, travel, or other experiences
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gap years
مثالها
After graduating from high school, Sarah decided to take a gap year to travel around Europe before starting college.
پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، سارا تصمیم گرفت یک سال وقفه برای سفر به اروپا قبل از شروع دانشگاه بگیرد.



























