جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to forge ahead
01
با عزم پیش رفتن, به پیشروی ادامه دادن
to pursue one's goals and make progress despite difficulties, often at a rapid pace
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ahead
فعل پایه
forge
زمان حال
forge ahead
سومشخص مفرد
forges ahead
وجه وصفی حال
forging ahead
گذشته ساده
forged ahead
اسم مفعول
forged ahead
مثالها
Rather than dwell on past failures, he resolved to forge ahead and pursue new opportunities with renewed vigor.
به جای ماندن در شکستهای گذشته، او تصمیم گرفت به پیش برود و فرصتهای جدید را با انرژی تازه دنبال کند.
LanGeek



























