جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
oof
01
اوف, آخ
used to express discomfort, surprise, dismay, or sympathy for someone else's misfortune
عامیانه
مثالها
Oof, that test was harder than I expected.
اوف، آن آزمون سختتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اوف, آخ
اوف، آن آزمون سختتر از چیزی بود که انتظار داشتم.