جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bracer
01
تونیک, بازسازنده
a tonic or restorative (especially a drink of liquor)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bracers
02
بازوبند, محافظ بازو
a protective or supportive device worn on the arm or wrist, often used in archery or fencing
مثالها
The archer wore a leather bracer on his forearm to protect against the bowstring.
تیرانداز یک محافظ بازو چرمی روی ساعد خود پوشیده بود تا در برابر زه کمان محافظت شود.
درخت واژگانی
bracer
brace



























