جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to step off
[phrase form: step]
01
با قدم اندازهگیری کردن
to measure a distance by counting the number of steps taken
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
step
زمان حال
step off
سومشخص مفرد
steps off
وجه وصفی حال
stepping off
گذشته ساده
stepped off
اسم مفعول
stepped off
مثالها
The farmer instructed his workers to step off the distance for planting each row of crops.
کشاورز به کارگرانش دستور داد که فاصله را برای کاشت هر ردیف محصول اندازه بگیرند.



























