to backflip
back
ˈbæk
bāk
flip
flɪp
flip

تعریف و معنی "backflip"در زبان انگلیسی

to backflip
01

سالتو به عقب رفتن

to perform a backward somersault, typically in the air 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
backflip
سوم‌شخص مفرد
backflips
وجه وصفی حال
backflipping
گذشته ساده
backflipped
اسم مفعول
backflipped
مثال‌ها
The gymnast trained for months to backflip perfectly during her routine. 

ژیمناست برای ماه‌ها تمرین کرد تا بتواند در طول اجرای خود یک پشتک وارو را به طور کامل انجام دهد.

Backflip
01

پشتک وارو, چرخش به عقب

an act of rotating one's body 360 degrees in the backward direction 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
backflips
مثال‌ها
The gymnast amazed the crowd with a perfect backflip off the balance beam. 

ژیمناست با یک پشتک وارو کامل از روی میله تعادل، جمعیت را متحیر کرد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه