جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
serendipitously
01
به طور تصادفی خوش شانس, به شکلی غیرمنتظره و خوش شانس
in a way that is unexpected and fortunate
اطلاعات دستوری
مثالها
Serendipitously, they found a rare book they had been searching for at the bookstore.
به طور تصادفی، آنها کتاب نادری را که در کتابفروشی به دنبالش بودند پیدا کردند.
درخت واژگانی
serendipitously
serendipitous



























