جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cold case
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cold cases
مثالها
The detective was assigned to the cold case unit, focusing on unsolved crimes that had gone inactive for years.
کارآگاه به واحد پروندههای سرد منتقل شد، که بر روی جنایات حلنشدهای تمرکز داشت که سالها غیرفعال بودند.



























