جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Toy gun
01
تفنگ اسباب بازی, تفنگ سرگرمی
a fake gun used for playing games, and it cannot shoot real bullet
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
toy guns
مثالها
The child was excited to receive a toy gun for his birthday.
کودک از دریافت یک تفنگ اسباببازی برای تولدش هیجانزده بود.



























