جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Paddleball
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
paddleballs
مثالها
I spent the afternoon playing paddleball with my friends at the beach.
من بعد از ظهر را با دوستانم در ساحل پدلبال بازی کردم.



























