جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Paddleball
مثالها
She brought a paddleball set to the park and we took turns hitting the ball back and forth.
او یک ست پدل بال به پارک آورد و ما به نوبت توپ را به جلو و عقب میزدیم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید