جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bare king
01
پادشاه برهنه, پادشاه تنها
a situation where one player has no pieces left on the board, and their king is the only remaining piece
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bare kings
مثالها
The game ended when my opponent had nothing left but a bare king.
بازی زمانی تمام شد که حریف من چیزی جز یک شاه برهنه نداشت.



























