جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ad impression
01
نمایش تبلیغ, تاثیر تبلیغ
a single instance of an advertisement being displayed to a viewer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ad impressions
مثالها
The company's new commercial generated 500,000 ad impressions during its first day on air.
تبلیغ جدید شرکت در اولین روز پخش خود 500,000 نمایش تبلیغاتی ایجاد کرد.



























