جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tough cookie
01
قوی و مصمم, سرسخت
a person who is strong, resilient, and determined, often in the face of challenging circumstances
تحسینآمیز
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tough cookies
مثالها
After everything she's been through, she's still a tough cookie.
بعد از همه چیزهایی که از سر گذرانده، هنوز قوی و مصمم است.



























