جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
yada yada
01
بلا بلا, وراجی
***imitative of meaningless chatter
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most yada yada
شکل تفضیلی
more yada yada
درجهپذیر
مثالها
They had to listen to the usual yada yada about bike safety.
آنها مجبور بودند به حرفهای بیسر و ته معمول درباره ایمنی دوچرخه گوش دهند.
yada yada yada
01
و غیره و غیره, یادا یادا یادا
used to describe or refer to things that are not worth saying
مثالها
It was your typical day: I went to work, came home, had dinner, yada yada yada.
این یک روز معمولی شما بود: من به سر کار رفتم، به خانه آمدم، شام خوردم، و غیره و غیره.



























