جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Golden handcuffs
01
حقوق و مزایای وسوسهکننده, مزایایی که آدم را نگه میدارد
a good pension or a large salary given to certain employees in order to encourage a longer employment term
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
golden handcuffs
مثالها
The salary was good, but the golden handcuffs made it hard for him to leave.
حقوقش خوب بود، اما مزایای وسوسهکننده باعث شده بود دل کندن از آن کار سخت باشد.



























