جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bootless
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most bootless
شکل تفضیلی
more bootless
درجهپذیر
مثالها
His bootless attempts to fix the old car only wasted time and money.
تلاشهای بیثمر او برای تعمیر ماشین قدیمی فقط زمان و پول را هدر داد.
درخت واژگانی
bootless
boot



























