جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
boners
مثالها
The comedian made a boner by forgetting the punchline of his own joke.
کمدین با فراموش کردن نقطه اوج لطیفه خودش یک اشتباه احمقانه مرتکب شد.
درخت واژگانی
boner
bone



























