جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Boner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
boners
مثالها
He realized his boner when he accidentally emailed the wrong client.
او متوجه اشتباهش شد وقتی که به اشتباه به مشتری اشتباهی ایمیل زد.
درخت واژگانی
boner
bone



























