جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
White rabbit
01
فرد هراسان و شتابزده
someone who is late for getting somewhere and anxiously tries to get there
طنزآمیز
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
white rabbits
مثالها
I turned into a white rabbit, checking my watch every ten seconds on the way to the station.
او یک خرگوش سفید واقعی است، همیشه برای رسیدن به قطارش عجله دارد.
white rabbit
01
خرگوش سفید! امیدوارم این ماه برای همه ما خوش شانسی و رفاه به ارمغان بیاورد., سفید خرگوش! باشد که این ماه برای همه ما خوشبختی و فراوانی به همراه داشته باشد.
used to bring good luck or to ward off bad luck, especially when said on the first day of a new month
مثالها
White rabbit! May this month bring us all good luck and prosperity.
خرگوش سفید! امیدوارم این ماه برای همه ما خوش شانسی و رفاه به همراه بیاورد.



























