جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to cry one's eyes out
01
زار زار گریه کردن, یکبند اشک ریختن
to cry a lot and in length
idiom
informal
مثالها
He sobbed his heart out when his dog ran away.
وقتی سگش فرار کرد، زار زار گریه کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
زار زار گریه کردن, یکبند اشک ریختن