جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
filthy rich
01
خرپول, مایهدار
possessing an excessive amount of money
اصطلاح
مثالها
After selling his shares, he became filthy rich.
بعد از فروش سهامش، خرپول شد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
خرپول, مایهدار
بعد از فروش سهامش، خرپول شد.