جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
filthy rich
01
خرپول, مایهدار
possessing an excessive amount of money
idiom
مثالها
The tech entrepreneur became filthy rich after his company went public.
آن محله پر از بانکدارها و وکیلهای خرپول است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
خرپول, مایهدار