جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to chase rainbows
01
دنبال رؤیاهای محال رفتن, دنبال خیال خام رفتن
to pursue a goal or aspiration that is unrealistic or unlikely to be achieved
اصطلاح
مثالها
He spent years chasing rainbows instead of building a stable career.
سالها دنبال رؤیاهای دستنیافتنی رفت بهجای اینکه یک شغل ثابت بسازد.



























