جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blazing row
01
بحث و جدل جدی
a very violent and intense argument between two parties
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
blazing rows
مثالها
The siblings had a blazing row about who should inherit their parents' estate.
خواهر و برادرها بر سر اینکه چه کسی باید میراث والدینشان را به ارث ببرد بحث داغی داشتند.



























