جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sit for
[phrase form: sit]
01
ژست گرفتن (به عنوان مدل برای عکاسی یا نقاشی)
to stay still while an artist or photographer captures one's picture
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
for
فعل پایه
sit
زمان حال
sit for
سومشخص مفرد
sits for
وجه وصفی حال
sitting for
گذشته ساده
sat for
اسم مفعول
sat for
مثالها
She sat for Holman Hunt and Millais.
او برای هولمن هانت و میلایس مدل نشست.



























