جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Snowball effect
01
اثر گلوله برفی
a situation where something increases or gives rise to other things
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
snowball effects
مثالها
The positive feedback from early customers created a snowball effect, attracting more clients to the business.
بازخورد مثبت مشتریان اولیه یک اثر گلوله برفی ایجاد کرد، که مشتریان بیشتری را به کسبوکار جذب کرد.



























