جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to pike on
[phrase form: pike]
01
کسی را ناامید کردن
to disappoint someone by not fulfilling a commitment or promise
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
pike
زمان حال
pike on
سومشخص مفرد
pikes on
وجه وصفی حال
piking on
گذشته ساده
piked on
اسم مفعول
piked on
مثالها
She 's unreliable and has a history of piking on when things do n't go her way.
او غیرقابل اعتماد است و سابقهای در ناامید کردن دیگران وقتی کارها طبق میلش پیش نمیرود دارد.



























