to respawn
re
ri:
ri
spawn
spɔ:n
spawn
sichuanchiffondhahrantehran

تعریف و معنی "respawn"در زبان انگلیسی

to respawn
01

دوباره زنده شدن (بازی کامپیوتری), دوباره ظاهر شدن (بازی کامپیوتری)

(of a video game character) to come back to life after having been killed 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
respawn
سوم‌شخص مفرد
respaws
وجه وصفی حال
respawning
گذشته ساده
respawned
اسم مفعول
respawned

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

respawn
spawn
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه