جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mudroom
01
رختکن کوچک
a small room or area for putting in wet or dirty footwear and clothes before entering a house
Dialect
American
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mudrooms
مثالها
After a long hike, we left our muddy boots in the mudroom to avoid tracking dirt into the house.
پس از یک پیادهروی طولانی، چکمههای گلی خود را در اتاق گلی گذاشتیم تا از ورود خاک به خانه جلوگیری کنیم.
درخت واژگانی
mudroom
mud
room



























