جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to read in
[phrase form: read]
01
داده یا اطلاعات را درج کردن
to input data or information into a system or device
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
in
فعل پایه
read
زمان حال
read in
سومشخص مفرد
reads in
وجه وصفی حال
reading in
گذشته ساده
read in
اسم مفعول
read in
مثالها
The scanner is designed to read in documents and convert them into digital files.
اسکنر برای خواندن اسناد و تبدیل آنها به فایلهای دیجیتالی طراحی شده است.



























