جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to call away
[phrase form: call]
01
راندن
to make someone leave
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
away
فعل پایه
call
زمان حال
call away
سومشخص مفرد
calls away
وجه وصفی حال
calling away
گذشته ساده
called away
اسم مفعول
called away
مثالها
The sudden alarm called everyone away from their desks.
هشدار ناگهانی همه را از میزهایشان فراخواند.



























