جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to blow past
[phrase form: blow]
01
سریع از کنار کسی گذشتن
to move past someone with speed
مثالها
The talented musician continues to blow past expectations with each new release.
موسیقیدان بااستعداد به پشت سر گذاشتن انتظارات با هر انتشار جدید ادامه میدهد.



























