جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to round on
01
به کسی پریدن
to suddenly confront, attack, or shout angrily at someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
round
زمان حال
round on
سومشخص مفرد
rounds on
وجه وصفی حال
rounding on
گذشته ساده
rounded on
اسم مفعول
rounded on
مثالها
She seemed calm, but she could round on you if you questioned her decisions.
به نظر آرام میرسید، اما اگر در مورد تصمیماتش سوال میکردید، ممکن بود ناگهان به شما حمله کند.



























