جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to put by
[phrase form: put]
01
برای آینده پسانداز کردن
to save money for future use or needs
مثالها
They've been putting money by for their child's college education.
آنها برای تحصیلات دانشگاهی فرزندشان پول کنار گذاشتهاند.
02
ذخیره کردن, حفظ کردن
to store food for later use by preserving it through methods like canning, freezing, or drying
مثالها
They harvested a lot of blueberries and decided to put them by in the freezer.
آنها مقدار زیادی زغال اخته برداشت کردند و تصمیم گرفتند آنها را در فریزر ذخیره کنند.
03
به آرامی انجام دادن, بی سر و صدا انجام دادن
to do an action subtly without being noticed
مثالها
In the crowded room, he cleverly put his move by, evading the guards.
در اتاق شلوغ، او به طور ماهرانه ای حرکتش را انجام داد، از نگهبانان فرار کرد.
04
عمداً به ساحل کوبیدن, به سمت ساحل هدایت کردن
(of a ship or boat) to intentionally run at the shoreline to avert a collision
مثالها
With another ship unexpectedly in their path, they had to put by to avoid a disaster.
با وجود کشتی دیگری به طور غیرمنتظره در مسیرشان، مجبور شدند به ساحل بکشند تا از فاجعه جلوگیری کنند.



























