جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to slave away
[phrase form: slave]
01
سخت و مداوم کار کردن
to work hard and persistently for a long time to get a job done or reach a goal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
away
فعل پایه
slave
زمان حال
slave away
سومشخص مفرد
slaves away
وجه وصفی حال
slaving away
گذشته ساده
slaved away
اسم مفعول
slaved away
مثالها
She 's been slaving away at her novel, hoping to complete it by the end of the month.
او سخت کار کرده روی رمانش، با امید به تمام کردن آن تا پایان ماه.



























