جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to open onto
01
مستقیماً به جای دیگری منتهی شدن
(of an area, door, or window) to provide direct access or a view to another area
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
onto
فعل پایه
open
زمان حال
open onto
سومشخص مفرد
opens onto
وجه وصفی حال
opening onto
گذشته ساده
opened onto
اسم مفعول
opened onto
مثالها
The balcony opens onto a stunning view of the mountains, offering a breathtaking panorama.
بالکن رو به منظرهای خیرهکننده از کوهها باز میشود و یک پانورامای نفسگیر ارائه میدهد.



























