جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to open onto
[phrase form: open]
01
مستقیماً به جای دیگری منتهی شدن
(of an area, door, or window) to provide direct access or a view to another area
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
onto
فعل پایه
open
زمان حال
open onto
سومشخص مفرد
opens onto
وجه وصفی حال
opening onto
گذشته ساده
opened onto
اسم مفعول
opened onto
مثالها
The bedroom opens onto a spacious terrace, allowing for fresh air and natural light.
اتاق خواب رو به یک تراس وسیع باز میشود، که اجازه میدهد هوای تازه و نور طبیعی وارد شود.



























