جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to help off with
[phrase form: help]
01
به کسی در در آوردن لباسهایش کمک کردن
to assist someone in taking off a piece of clothing
مثالها
As a gentleman, he always offered to help his date off with her scarf when they entered a warm restaurant.
به عنوان یک مرد مؤدب، همیشه پیشنهاد میداد که کمک کند در برداشتن شال معشوقهاش وقتی که به یک رستوران گرم وارد میشدند.



























