جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to call round
[phrase form: call]
01
سر زدن, دیدار کوتاه کردن
to visit someone casually and briefly, usually someone who lives nearby
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
round
فعل پایه
call
زمان حال
call round
سومشخص مفرد
calls round
وجه وصفی حال
calling round
گذشته ساده
called round
اسم مفعول
called round
مثالها
We 're planning to call round at the Smiths' for a coffee tomorrow.
ما برنامهریزی کردهایم که فردا برای قهوه به دیدار اسمیتها برویم.



























