جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hit at
[phrase form: hit]
01
ضربه زدن
to strike or touch something or someone with force or intention
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
at
فعل پایه
hit
زمان حال
hit at
سومشخص مفرد
hits at
وجه وصفی حال
hitting at
گذشته ساده
hit at
اسم مفعول
hit at
مثالها
The cat hit at the moving toy.
گربه به اسباببازی متحرک ضربه زد.



























